رفتی و غصه ی ما سر نرسید...
دل من بازیچه بودی که زمونه بازی میکرد ...
تو فقط یه مهره بودی همینو بس...
درد دل من داره تازه میشه...
هرچه کنم از غم دنیا کم نمیشه...
ما به کسی که بد نکردیم ...
واسه عشق چه ها نکردیم...
این منم که بی تو هیچم ...
توی این زمونه پوچم ...
چرا آدم بعد آدم غصه بگیره ...
چرا قبل رفتن دست عشقش رو نگیره ...
برچسب:
نویسنده: آتنا فلاح