هرچند بهم ندادی یه خواب راحت
برو خسته نباشی
دل دادی و خواستی جدا شی
تو که مرحم نبودی
زخم نزن به جگرم
تو که عاشق نبودی
چرا کردی دربه درم
هنوزم به یادت تو اون مسیرم
منتظرم شاید بیای به دیدنم
افسوس که بازی بود و من نقش خوبی
افسوس که آدم بده شده ایفای نقش خوبی
فهمیدم همه نقش ها که خوب نیستن
گاهی نقش بد به دل نشیند
گاهی نقش خوب به گل نشیند ...
برچسب:
نویسنده: آتنا فلاح